8/8/91
١٨ هفته و 3 روز

جنین در این زمان از دوره پرورش شدید به دوره رشد شدید وارد می شود.
کودکِ شما در حدود 20 سانتیمتر طول و بیش از 150 گرم وزن دارد. اینک علاوه بر اینکه به صدای قلب و تنفس و جریان خون شما آشنایی کامل دارد، در مورد صداهای خارج و محیط بیرون نیز کاملاً هوشیار است. این صداها از طریق استخوانهای در حال فرم گرفتن گوش او، به مغز در حال تکمیل او می رسد. همزمان قدرت بینایی او نیز تقویت می شود. رتیناها یا بافتهای بینایی که پشت کره چشم قرار دارند و به نور حساس هستند، حساستر می شوند و اگر شما جلوی آفتاب بنشینید، او گرمای قرمز رنگی را احساس خواهد کرد. کارهای دیگری که هم اکنون میتواند انجام دهد عبارتند از: خمیازه کشیدن، بلعیدن، مکیدن، سکسکه کردن و تغییر حالت صورت.
بدن شما
در حال حاضر رحم شما تقریباً به اندازه یک میوه طالبی بزرگ شده است و دقیقاً در زیر ناف شما قرار دارد. همزمان با رشد رحم، نقطه تعادل شما تغییر می کند و احساس کم تعادلی خواهید کرد. همزمان هورمونی بنام Relaxin مفاصل را سست و شل می کند که باعث می شود حالت معمول ایستادن تحت تاثیر قرار گرفته و شما درد را در ناحیه پایین کمر خود احساس کنید.
چه کارهایی انجام دهید و از چه کارهایی پرهیز نمایید
اگر احساس تیر کشیدن از ناحیه بالای رحم تا استخوان شرمگاهی را دارید نگران نباشید. عضلات در حال تغییر برای کش آمدن و باز کردن فضا برای رحم هستند. این دردها با خوابیدن به پهلو و گذاشتن کوسنی برای نگه داشتن شکم رفع می شوند.
سلامتی
هنگامی که می خواهید غذای دریایی مصرف کنید، برای جلوگیری از امراض، آنها را با دقت فراوان و به خوبی طبخ کنید و از خوردن ماهیهای خام، مانند سوشی و صدفهای دریایی پرهیز کنید. خوردن کوسه ماهی، اره ماهی و شاه ماهی خال خالی، ممنوع می باشد. این ماهی ها می توانند باعث کاهش روند رشد مغز شوند. برای مصرف ماهی تُن با پزشک خود مشورت کنید.
ورزش
اگر ورزش را شروع نکرده اید هنوز دیر نشده است. ورزش به شما انرژی داده، استرس را کاهش می دهد و عضلات شکمی شما را تقویت می کند. البته پیش از آغاز ورزش با پزشک خود مشورت کنید. ورزشهایی که به مفاصل شما فشار نمی آورند و سبک هستند از قبیل پیاده روی، شنا و یوگای بارداری، بسیار سودمند هستند
سلام عروسک مامان .خیلی وقته که فرصت نشد واسه توا عزیز دل مطلب بنویسم.امروز می خوام بترکونم حسابی.دیروز نوبت سونو داشتم.خیلی معطل شدم تا نوبتم شد.سونوی جنسیت تو.که به قول بچه های کلوپ نی نی سایت شمبول داری یا نه.اول با شکوه رفتم ولی انگار آرشم دلش طاقت نیاورد و اونم اومد.وقتی روی تخت خوابیدم تمام استرسم از بین رفت فقط دعا میکردم بگه سالمی سالم سالم.
دکتر خیلی دقت میکرد تو سونو .لبخند رو لبهای شکوه و ارش بود .نمی دونستم چی میگه.دکتر بعد از یه مکث خیلی طولانی گفت.جنسیت هم دختره.
تو دختری عزیز دلم.مامان قربونت بشه دخمل من.یه لحظه به آرش نگاه کردم. خیلی ناراحت شد و چند قدم داخل اتاق راه رفت. از دکتر پرسیدم همه چیزش خوبه و اون گفت آره خوبه.
از اینکه آرش ناشکری میکرد که چرا دختره دلم گرفت و بغضم ترکید مخصوصا زمانی که دیدم مادر شوهرمم ناراحت شد.زنگ زدم به مامان و فرشته و اونا دلداریم دادن و گفتن که خدا را شکر که سالمه و هیچی از سلامتی بهتر نیست.
آرش که اشکهای منا دید پشیمون شد و دلداریم داد می دونم اونم تقصیری نداره .هر چی باشه خودش یه دونه ست و دلش می خواست یه هم جنس داشته باش. ایشالا تو که سالم به دنیا اومدی یه داداشی هم واسه تو و بابایی ت می یارم که تنها نباشید به امید خدا.
حالا همه را بی خیال تصدقت بشه مامان. دیشب یه المه فکر کردم که چی ها باید واست بخرم واییییییییییییییییییییییی
دل تو دلم نیست اتاقت رو واست بچینم.
بابایی که عاشقته می دونم آخه صبح که از خواب بیدار شد به من و دخمل قشنگش سلام کرد و اصلا دیگه ناراحت نبود که تو دخملی جیگر
منم دارم لحظه ها را میشمرم تا تو بیای.لحظه به لحظه.ثانیه به ثانیه تا تو بیای تو بغلم و من عطر وجودت رو حس کنم
فکر که می کنم می بینم تا الان خدا را صد هزار مرتبه شکر بارداری سختی نداشتم.یکی دو ماه اول که کمر درد و دل درد داشتم،هر لحظه احساس میکردم دارم پری میشم.بعدم که معده درد. فکر میکردم یه چیز سر معدم وایساده و اذیتم میکرد.یه روز پا درد ،یه روز گردن درد ،وای ضعف پا را که دیگه نگو
راستی یادم رفت بگم که عاشق انارم.یعنی تا روزی 10 تا نخورم آروم نمیشم .یعنی تو جیگری هوس میکنی ها .دیشب آرش میگه دخترت چقدر انار دوست داره.وایییییییییییی قربون دخترم بشم من.
دوست دارم عزیز مامان زود زود می یام وبلاگت و همه چیز رو واست می نویسم جیگر طلای مامان.




8/8/91 
